على آقا نورى
261
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
ماندگار شدند . با اينحال شاخصه اصلى جدايى اين گروه و تداوم اين جدايى را از ديگر گروههاى شيعى ، بايد در نگاه ويژهء بنيانگذاران و پيروان نخستين آن به جايگاه و وظايف امامت و زعامت دانست . منشأ ديدگاههاى ويژهء آنان دربارهء امامت نظير پذيرش امامت مفضول ، شرط قيام مسلحانه و فاطمى بودن براى امام و اختلاف آنان با ديگر شيعيان در تعداد و مصاديق امامان كه در گزارشهاى مختلف از تاريخ و عقايد اين گروه آمده است ، از نتايج اين نگاه است . درست است كه تفاوت ديدگاه و رفتار آنان در شيوه مبارز با دشمنان و چگونگى برخورد سياسى از مهمترين عوامل جدايى تاريخى اين گروه از مكتب امامان شيعه شد . حتى برخى از پژوهشگران آن را اصل و اساس اختلاف گروههاى شيعى مىپندارند . « 1 » اما اين تفاوت را نيز بايد در تفاوت مبانى آنها در شرايط امامت و رهبرى دانست . گزارش نوبختى كه در ديگر آثار تاريخى و فرقهشناسى نيز موجود است گواه بر اين مطلب است . وى در گزارش خود از فرقههاى شيعى بعد از امام حسين عليه السّلام چنين مىگويد : گروهى گفتند كه پس از درگذشت حسين امامت در فرزندان او و حسن باشد ، و جز زادگان ايشان را اگرچه از پشت على بن ابيطالب باشند آن پايگاه نشايد . پس هركه از فرزندان آن دو قيام كند و مردمان را به خويشتن خواند به مانند على بن ابيطالب امام واجب الاطاعه است ، و امامت او از جانب خدا بر خاندان و خويشان وى و ديگر مردمان بايسته است ، و هركه از آفريدگان از وى سرپيچى كند يا مردمان را به خويشتن خواند تباهكار و كافر است . همچنين هركه از
--> - منكر كه در آثار ملل و نحل و پژوهشهاى فرقهشناسى آمده است ، به خوبى روشن مىشود كه اختلاف اساسى زيديان با معتزله تنها در امامت و رهبرى است . مشهور است كه آنها فقه خود را نيز از ابو حنيفه اقتباس كردهاند . ( 1 ) . محمود صبحى ، فى علم الكلام ، ج 3 ، ص 48 .